تبلیغات
در مورد دین اسلام - نقش دین در زندگى انسانها
 
در مورد دین اسلام
اسلام بهترین دین خداست
سه شنبه 11 خرداد 1389 :: نویسنده : علی سلیمی
نقش دین در زندگى انسانها

براى پى بردن به نقش دین در زندگى قبلا باید تعریف و ماهیت دین روشن گردد، و بطور خلاصه آن را مى توان چنین تعریف كرد:

«دین» یك نهضت همه جانبه، براى اصلاح فكر و عقیده، و پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، و حسن روابط افراد اجتماع، و حذف هرگونه تبعیض ناروا، در پرتو ایمان بخدا و احساس مسؤولیت درونى است.

با توجه به این تعریف علل نیاز ما به دین و تعلیمات دینى آشكار مى گردد; اما بگونه اى گسترده تر مى توان گفت علل نیاز ما به دین از چند نظر است:....

منبع: اسلام در یک نگاه--حضرت آیة اللّه العظمىمكارم شیرازى
برای مشاهده کامل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید


نقش دین در زندگى انسانها

براى پى بردن به نقش دین در زندگى قبلا باید تعریف و ماهیت دین روشن گردد، و بطور خلاصه آن را مى توان چنین تعریف كرد:

«دین» یك نهضت همه جانبه، براى اصلاح فكر و عقیده، و پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، و حسن روابط افراد اجتماع، و حذف هرگونه تبعیض ناروا، در پرتو ایمان بخدا و احساس مسؤولیت درونى است.

با توجه به این تعریف علل نیاز ما به دین و تعلیمات دینى آشكار مى گردد; اما بگونه اى گسترده تر مى توان گفت علل نیاز ما به دین از چند نظر است:

 

1ـ پشتوانه اى براى اصول اخلاق

مذهب پشتوانه اى براى اصول اخلاق انسانى همچون عدالت; امانت، درستكارى; برادرى; مساوات; حق شناسى، گذشت، فداكارى،

كمك به نیازمندان; و دیگر صفات عالى انسان است; همان اصولى كه بدون آنها نه تنها زندگى ما نظم و آرامش خود را از دست مى دهد بلكه به یك میدان جنگ تبدیل مى گردد، البتّه ممكن است این اصول اخلاقى و اجتماعى را بدون مذهب هم پیدا كرد ولى مسلّماً بدون «یك اعتقاد راسخ دینى» این مفاهیم نه تنها اصالت خود را از دست مى دهند، بلكه بصورت یك سلسله «تذكرات غیر لازم الاجرا» در مى آیند، چه این كه اصول اخلاقى منهاى مذهب مانند نصایح یك دوست صمیمى خواهد بود كه در عمل به آن و عدم عمل به آن كاملا مختاریم.

از طرفى این صفات - قبل از هر چیز - بر اساس یك سلسله كیفیات درون ذاتى و عقیده اى استوارند، و طبعاً از قلمرو و نفوذ قوانین معمولى بیرون هستند.

بنابراین ایمان به علم و قدرت لایزالى كه از درون و بیرون انسان بطور یكسان آگاه است و بر آن نظارت مى كند، مى تواند ریشه نهال هاى اخلاقى را در درون جان انسان پرورش دهد، و افراد را بطور خود كار به «درستى»، «و انجام وظیفه» و هنگام لزوم «گذشت» و «فداكارى» و «ایثار» وادارد.

همان طورى كه «ویل دورانت» فیلسوف و مورخ معروف در كتاب «لذّات فلسفه» مى گوید: «بدون ضمانت مذهب اخلاق یك حسابگرى بیش نیست»، و بدون آن احساس تكلیف از میان مى رود.

2ـ تكیه گاه براى مبارزه با حوادث سخت زندگى

مذهب تكیه گاه مؤثرى براى مبارزه با حوادث سخت زندگى و پیشگیرى از واكنش هاى نامطلوب یأس و نومیدى است كه به هنگام برخورد با مشكلات و بن بست هاى زندگى دست مى دهد.

یك فرد مذهبى با ایمان راسخ به خدا كه مبدأ بى پایان علم و قدرت است; و با اتكاءِ و استمداد از لطف و یارى او، در برابر هیچ مشكلى خود را تنها و ضعیف و ناتوان نمى بیند، چرا تنها ببیند با این كه تحت حمایت كسى قرار دارد كه بر هر چیز قاهر و قادر است.

و با ایمان به این كه هر بن بست و مشكلى با حمایت بى دریغى كه او از بندگانش دارد حل شدنى است، هرگونه عوامل «یأس و نومیدى» را از خود دور مى سازد.

به همین دلیل كمتر موردى مى توان پیدا كرد كه یك فرد مذهبى گرفتار عكس العمل هاى حاد یأس مانند «انتحار و خود كشى، هیجان هاى عصبى; بیمارى هاى روانى» كه واكنش ناامیدى و احساس شكست قطعى هستند; شده باشد.

قرآن مجید مى گوید: بدانید دوستان خدا هرگز نمى ترسند و از هیچ چیز اندوهگین نمى گردند.(1)

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: یك آدم با ایمان هرگز خودكشى و انتحار نمى كند.

بنابراین «ایمان مذهبى» از یك سو «عامل تحرك و جنبش» و از سوى

دیگر «عامل بازدارنده»; در برابر اثرات منفى درگیرى ها و پیكارهاى انسان با حوادث سخت زندگى است.

«برتراند راسل» مى گوید: «در آلمان پس از سقوط نازى ها خطر اغتشاش فكرى و ایدئولوژیكى بوجود آمد، ولى شكى نیست كه مذهب یكى از بزرگترین عوامل بازگشت به ثبات در این كشور بوده است».(1)

«رفتار بشر كه از اتكاى به دین برخوردار نیست دچار هرج و مرج اپیكورى خاصى مى شود، و حیاتى كه پایه تسلى از ایمان و عقیده ندارد، همچون بارى سنگین و غیر قابل تحمل خواهد بود.»(2) و به این ترتیب زندگى بدون مذهب میدانى است براى اغتشاش فكرى و بارى است غیر قابل تحمل.

 

3ـ مبارزه با خلاء ایدئولوژیكى

از آن جا كه انسان نمى تواند «خلأ فكرى» را براى مدتى طولانى تحمل كند اگر فضاى فكر او با عقاید و تعلیمات صحیح پر نشود گرایش او به مكتب هاى غلط و ارزش هاى كاذب حتمى است، و در چنین حالتى هرگونه عقیده خرافى، و احیاناً ویرانگر مى تواند فضاى روح او را بدون برخورد با مانعى پر كند و براى همیشه رسوبات مزاحمى در اعماق مغز او باقى گذارد.

گرایش انسان به «بت پرستى، انسان پرستى، خرافات گوناگون; اعتقاد به

تأثیر یك سلسله موهومات در سر نوشت خود» كه حتى در حالات بعضى از دانشمندان جهان دیده مى شود، همه ناشى از همین «خلأ روحى» است، مذهب خلأ ایدئولوژیكى و فكرى انسان را به تعلیمات صحیح خود پر مى كند و از گرایش به بیهودگى ها و موهومات باز مى دارد.

بنابراین مذهب اگر بصورت صحیحى تفهیم گردد عامل مهمى براى مبارزه با خرافات است; و البتّه در غیر این صورت خود عاملى براى گسترش آن خواهد بود.


4ـ كمك به پیشرفت علم و دانش

دین با تعلیمات صحیح و استوارش مى تواند عامل مؤثرى براى پیشرفت هاى علمى باشد، (دقت كنید) زیرا از یكسو: اساس دین بر آزادى اراده و این كه هركس در گرو عمل خویش است گذارده شده است.

و از سوى دیگر: ایمان مذهبى مى گوید: نظام جهان هستى از علم و دانش بى پایانى سرچشمه گرفته، و بسان كتاب بسیار عظیمى است كه با خامه دانشمندى - با دانشى بى پایان - نگاشته شده است، بنابراین هر صفحه بلكه هر خط و كلمه این كتاب بزرگ آفرینش محتوى حقیقت برجسته اى است، و در خورد هرگونه مطالعه و دقت.

این طرز جهان بینى كمك غیر قابل انكارى به تفكر و اندیشه مداوم و پى گیر در سازمان آفرینش، و در نتیجه كمك به پیشرفت علوم و دانش هاى انسانى مى كند.

به عكس اگر ما جهان را صرفاً مولود عوامل فاقد عقل و دانش - یعنى عوامل طبیعى - بدانیم و معتقد به مبدأ علم و دانش در جهان هستى نباشیم، چه دلیلى دارد كه براى كشف اسرار آن تلاش و كوشش كنیم.

اصولا جهانى كه نتیجه فعالیت چنان دستگاهى باشد لزومى ندارد كه حساب شده یا اسرارآمیز باشد.

ضربه اى كه این نوع «جهان بینى» به پیشرفت علوم و دانش هاى انسان مى زند ناگفته روشن است، و این همان چیزى است كه فیلسوف دانشمند معاصر «آلبرت اینشتاین» در گفتار معروفش درباره «علت» توجه متفكران و مكتشفان بزرگ به مذهب مى گوید:

«به سختى مى توان در میان مغزهاى متفكّر جهان كسى را یافت كه داراى یك نوع احساس مذهبى مخصوص به خود نباشد، این مذهب با مذهب یك شخص عادى فرق دارد....

این مذهب به صورت «تحیرى شعف انگیز» از نظام عجیب و دقیق كاینات است كه گاه گاه پرده از روى اسرارى بر مى دارد كه در مقایسه با آن تمام تلاش ها و تفكرات منظم انسانى انعكاسى ضعیف و نا قابل بیش نیست.

این احساس چراغ راه كاوش ها و زندگى اوست، و در برابر افتخارات و پیروزى هایى كه نصیب وى مى شود او را از بنده هاى گران «خودخواهى و تفاخر» بدور مى دارد».(1)

و در جاى دیگر اضافه مى كند:

«آیا چه الزام و اعتقادى از نظام جهان هستى و چه اشتیاق عجیبى «كپلر» و «نیوتن» را نیرو مى بخشید كه سال ها در تنهایى و سكوت محض براى توضیح دادن و از پیچیدگى در آوردن جاذبه و نظام فلكى رنج ببرند؟!.......

آرى آن چیزى كه به فداكاران و جانبازان قرون، على رغم شكست ها و ناكامى هاى ظاهرى، توان مى دهد كه بار دیگر بر پاى خیزند و جهاد كنند همین احساس مذهبى مخصوص است».(1)

و بگفته دانشمند شیمیدان معاصر «آبر نتاى»(2): «علوم براى تكمیل خود باید عقیده به خدا را جزو اصول مسلّم خود بشمارند».(3)

و به این ترتیب یك فرد مذهبى - با استفاده از تعلیمات صحیح مذهب ـ بیش از هركس مى تواند به كاوش جهان هستى و كشف اسرار و قوانین آن بپردازد.

 

5ـ مبارزه با تبعیضات

دین با هرگونه اختلافى كه براساس اختلاف رنگ ها; نژادها; و طبقات اجتماعى باشد مبارزه مى كند; چه این كه: مذهب همه انسان ها را بندگان خدا; و همه جا را كشور خدا، و همه را بطور یكسان مشمول لطف و محبّت او مى داند; و همه را یك واحد معرفى مى كند.

تعلیمات اسلام با صراحت مى گوید تنها امتیازى كه مى تواند انسانى بر انسان دیگر داشته باشد امتیازى است كه نه بر پایه خون و نژاد و

زبان، و طبقات باشد بلكه امتیازى است كه از درون ذات و روح و فكر انسان مى جوشد، امتیازى است كه از تقوا و پرهیزكارى، پاكى و درستى; و دیگر صفات عالى انسان و درون ذاتى سرچشمه مى گیرد.

«اى مردم ما شما را از یك پدر و مادر آفریدیم (بنابراین خون و نژاد همه یكى است) و شما را به گروه ها و قبیله ها تقسیم كردیم تا یكدیگر را (با این تفاوت هاى جسمى) بشناسید (ولى اینها ملاك افتخار شما نیست) گرامى ترین شما آن كس است كه پرهیز كارترین باشد»(1) و با این ترتیب نقش مذهب در جهانى كه هنوز مسأله «رنگ و پوست» بدن تا چه رسد به مسأله طبقات در آن حل نشده كاملا روشن مى گردد.

البتّه انكار نمى توان كرد كه هرگونه تفكر و اعتقاد مذهبى نمى تواند سرچشمه این آثار باشد بلكه این تفكر و اعتقاد، همانند هرگونه نهضت فكرى دیگر، نیاز به رهبرى صحیح دارد; و در صورت عدم رهبرى صحیح «سر از خرافه پرستى; رهبانیت; فرار از زندگى مثبت; و گرایش هاى منفى نیمه عرفانى كه نمونه آن هم اكنون بر اثر خستگى از زندگى ماشینى در غرب دیده مى شود. در مى آید»; و تنها در این حالت است كه بر اثر عدم معرفى صحیح، مذهب به صورت یك عامل بازدارنده محسوب مى گردد نه پیشرو.


منبع: اسلام در یک نگاه--حضرت آیة اللّه العظمىمكارم شیرازى





نوع مطلب : دین، 
برچسب ها : نقش دین در زندگى انسانها،
لینک های مرتبط : نقش دین در زندگى انسانها،


دوشنبه 16 مرداد 1396 11:34 ق.ظ
This is my first time pay a visit at here and i am really happy to read
all at one place.
جمعه 13 مرداد 1396 05:31 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles
as long as I provide credit and sources back to your webpage?

My blog is in the exact same niche as yours and my visitors would certainly benefit from
a lot of the information you provide here. Please let me know if
this alright with you. Thanks a lot!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:16 ب.ظ
Hi there to every , because I am actually keen of reading this weblog's post to be updated daily.
It includes pleasant data.
جمعه 16 تیر 1396 06:49 ب.ظ
Hmm is anyone else experiencing problems with the images
on this blog loading? I'm trying to find out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any feedback would be greatly appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

اسلام آیین حق الهی است و آخرین و کاملترین و بهترین دین در تامین سعادت بشری و جامعترین دین در تامین مصالح دنیوی و اخروی انسانهاست.

مدیر وبلاگ : علی سلیمی
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :